دلتنگی ...
ابر نیست تا از چشمانم ببارد ...
یا آه ....
که از سینه ی درد بر آید
پر پر میزند
پرنده ی جان به سرِ قلبم
در مدار بسته ی این کالبد خاکی
تا گاهِ وصال معشوق
در هوای آخرین قرارگاه بی قراری .
آرشید
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور