این برهوت سپید را که شخم می زنم ...
تیرگی نگاهم می پیوندد ...
به سیاهی ابرهای دور دست !
که می خوانمشان
به عبوری خیس
از این کشتگاه دِیم دلدادگی .
حال بذر واژه می پاشم
و می نشینم ...
به انتظار بهار جاری ...
در عطوفت سبزِ چشمانی مهربان !
و دیری نمی پاید
که دیار کوچک قلبم ...
میهمان چکامه های طلایی است
از تنور داغِ عشق تو .
آرشید
استاد محمد رضا شجریان . تصنیف عشق تو
برچسب: بذر الكتان للشعر,شعر بذر محبت,
نویسنده: اشکان محمدپور
تاريخ: چهارشنبه
5 آبان
1395 ساعت: 23:37