
شبهاریسه می بندم ...از بوسه های چشمک زن نقره ایبر پلی گسترده از این سوی کیهان تا آنسوی سحابی سرخ فام لبهای توو چقدر خوب ...که زمینی هااین گستره ی نورانی را ، نام خواهند نهاد :کهکشان راه بوسه !آرشید ...
ادامه مطلب
دیر گاهیست مرا بافته اند ... تا دیوانی باشم تافته از تار و پود خیالی کج راه ... که روزی خواهد رسیدبه مقصد اندام موزون نگاه تو .آرشید ...
ادامه مطلب